یکشنبه ۱۴ مرداد ۰۳ | ۱۰:۴۹ ۴۹ بازديد
میشائل هانکه را یکی از جسورترین فیلمسازان دنیای سینما می دانند که با استفاده از مفاهیم عمیق و فلسفی در داستان نویسی توانسته است به نویسنده و فیلمساز تاثیرگذار زمان خود تبدیل شود. فیلم «روبان سفید» یکی از معروف ترین آثار او به شمار می رود که با رویکردی منظم اما کمی متفاوت، داستان هایی درباره کودکان و نقش آن ها در پیشبرد یک فکر و رفتار را روایت می کند. این فیلمساز اتریشی اغلب شرح مفصلی از افکار و احساسات خود در مورد مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جنسیتی را از طریق تصاویر سرد، خشن و بی احساس ارائه می دهد.او در سال 2009 درام سیاه و سفید هوشمند «روبان سفید» را در همان حوزه الگوهای تکراری آثارش با کیفیت های کاملاً جدید ساخت. داستان «روبان سفید» در دهکدهای دورافتاده در آلمان در سال 1913 روایت میشود که جامعهای ناکارآمد را در چارچوب قراردادهای بد رفتاری و داستانهای در هم تنیده نشان میدهد و گویی همه چیز در پتویی از فقر و زنستیزی پیچیده شده است.
«روبان سفید» آشکارا دنیای داستانی کودکان را دنبال میکند و شخصیتهای جوان آن نقطه عطف و هسته اصلی داستان فیلم هستند، اما به تعبیر دقیقتر این فیلم برای هانکه است، بنابراین از لطافت و مهربانی خبری نیست. آنچه در فیلم مهم تلقی می شود در واقع عناصری مانند میل، میل و ترس است که در دل یک مکان عجیب جریان دارد. همچنین شخصیت های بالغ که از نظر روانی و اعتقادی بسیار مخرب هستند، بر اتفاقات داستان تاثیر می گذارند و در نهایت به موقعیت و شخصیت ها عمق می دهند.
آنچه می بینیم اعمال خشونت آمیز و تخریب توسط بسیاری از مردم است. از دکتری که پس از انداختن خود روی سیم از اسبش پرت می شود، از پسر جوان کشاورز محلی که تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، تا کودکی مبتلا به سندروم داون که به طرز وحشیانه ای مورد حمله قرار می گیرد و محصولاتی که به طرز بدخواهانه ای از بین می روند. آنها در حال رفتن هستند.
مفهومی که فیلم به آن می پردازد، بحث شروع بلوغ و تابوهای پیرامون آن است. برای این منظور، بزرگسالان به نسل جوان می گویند که بلوغ باید در آنها احساس گناه ایجاد کند، زیرا ممکن است درون آنها را پر از احساسات و اعمال ناپاک کند. آنها از روبان برای یادآوری بی گناهی خود استفاده می کنند و این تنبیه شدید و خشونت عواقب عجیبی دارد.
هانکه در سکانس پایانی فیلم به ما می گوید که چگونه یک جامعه سرکوبگر می تواند نسلی مطیع اما ویرانگر تربیت کند و این رویکرد از طریق نمادها به خوبی ارائه می شود. «روبان سفید» نماد و بازتابی تمام عیار از عملکرد فاشیسم و نازیسم در آلمان در دهه های گذشته است. جایی که مردم وحشیانه ترین کارها را انجام می دادند زمانی بود که چیزی با سیستم اعتقادی آنها مطابقت نداشت.
منبع: Faroutmagazine
«روبان سفید» آشکارا دنیای داستانی کودکان را دنبال میکند و شخصیتهای جوان آن نقطه عطف و هسته اصلی داستان فیلم هستند، اما به تعبیر دقیقتر این فیلم برای هانکه است، بنابراین از لطافت و مهربانی خبری نیست. آنچه در فیلم مهم تلقی می شود در واقع عناصری مانند میل، میل و ترس است که در دل یک مکان عجیب جریان دارد. همچنین شخصیت های بالغ که از نظر روانی و اعتقادی بسیار مخرب هستند، بر اتفاقات داستان تاثیر می گذارند و در نهایت به موقعیت و شخصیت ها عمق می دهند.
آنچه می بینیم اعمال خشونت آمیز و تخریب توسط بسیاری از مردم است. از دکتری که پس از انداختن خود روی سیم از اسبش پرت می شود، از پسر جوان کشاورز محلی که تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، تا کودکی مبتلا به سندروم داون که به طرز وحشیانه ای مورد حمله قرار می گیرد و محصولاتی که به طرز بدخواهانه ای از بین می روند. آنها در حال رفتن هستند.
مفهومی که فیلم به آن می پردازد، بحث شروع بلوغ و تابوهای پیرامون آن است. برای این منظور، بزرگسالان به نسل جوان می گویند که بلوغ باید در آنها احساس گناه ایجاد کند، زیرا ممکن است درون آنها را پر از احساسات و اعمال ناپاک کند. آنها از روبان برای یادآوری بی گناهی خود استفاده می کنند و این تنبیه شدید و خشونت عواقب عجیبی دارد.
هانکه در سکانس پایانی فیلم به ما می گوید که چگونه یک جامعه سرکوبگر می تواند نسلی مطیع اما ویرانگر تربیت کند و این رویکرد از طریق نمادها به خوبی ارائه می شود. «روبان سفید» نماد و بازتابی تمام عیار از عملکرد فاشیسم و نازیسم در آلمان در دهه های گذشته است. جایی که مردم وحشیانه ترین کارها را انجام می دادند زمانی بود که چیزی با سیستم اعتقادی آنها مطابقت نداشت.
منبع: Faroutmagazine
چرا کارتونهای دهه ۱۹۹۰ به شدت محبوب شدند؟