یکشنبه ۱۸ شهریور ۰۳ | ۱۹:۵۶ ۴۰ بازديد
فیلم «پرنده» جدیدترین ساخته آندریا آرنولد است که آثار تحسین شده ای چون «تنگ ماهی» و «عزیز آمریکایی» را در کارنامه دارد. این فیلم که برای دریافت نخل طلای جشنواره فیلم کن ۲۰۲۴ رقابت میکند، در دومین روز نمایش خود به نمایش درآمد و تاکنون بازخوردهای مثبتی دریافت کرده است.
"پرنده" درباره دختری 12 ساله به نام بیلی است که با پدرش باگ زندگی می کند. پدر جوانی که فرزند درونش بیش از حد فعال است و با هر قدمی که برمی دارد هرج و مرج ایجاد می کند و اکنون در آستانه یک ازدواج جدید است. بیلی که روزهای تاریکی را در شهر می گذراند و در این خانواده آشفته، روزی با مردی به نام بیرد آشنا می شود که ناگهان مسیر زندگی اش تغییر می کند.نقدهای پرنده نوید یک درام خوش ساخت دیگر از آندریا آرنولد را می دهد
درام بریتانیایی "پرنده" آرنولد تاکنون نقدهای خوبی دریافت کرده است و نسبت به برخی دیگر از فیلم های بخش اصلی جشنواره کن 2024 بیشتر مورد استقبال منتقدان قرار گرفته است.
این فیلم در حال حاضر با 19 نقد، میانگین امتیاز 74% را در Rotten Tomatoes دارد. امتیاز محبوب این فیلم در وب سایت imdb در حال حاضر 7.1 است. در ادامه بخش هایی از نقدهای منتقدان مشهور درباره فیلم پرنده را می خوانید.
نقدها و نمرات فیلم "پرده دوم"; یک کمدی آشفته اما سرگرم کننده (کن 2024)
دراپ - چیس هاچینسون
در «پرنده»، درام جدید درخشان آندریا آرنولد، ما وارد زندگی بیلی 12 ساله می شویم، یکی از معدود مواقعی که او واقعاً آزاد به نظر می رسد. اما آرامش دختر چندان پایدار نیست و بیلی بقیه فیلم را در تلاش برای یافتن آرامش در میان هرج و مرج می گذراند تا اینکه با غریبه ای به نام برد (فرانتس روگووسکی) آشنا می شود که درهای جدیدی را به روی بیلی باز می کند. چیزی که فیلم در ماجراهای بیلی می یابد، هرج و مرج و مالیخولیا است و کم کم به رئالیسم جادویی نزدیک می شود. این [تغییرات] ممکن است کسانی را که انتظار دارند فیلم واقع گرایانه باقی بماند شگفت زده کند، اما داستان جذاب تر می شود.
«پرنده» برای کسانی که آثار قبلی آندره آ آرنولد را دیده اند آشنا خواهد بود. این فیلم همچنین مکمل خوبی برای آخرین فیلم بلند او به نام «عزیز آمریکایی» است که در سال 2016 جایزه هیئت داوران جشنواره کن را از آن خود کرد و اولین فیلم آرنولد در خارج از بریتانیا بود. «پرنده» او را به خانه (انگلستان) برمی گرداند، اما همچنین نشان می دهد که او در حال گام برداشتن در مسیر جدید جسورانه ای است.
ما ابتدا مشکلاتی را که بیلی در تعامل با پدرش با آن دست و پنجه نرم می کند، می بینیم. چون احساس می کنید باگز (با بازی بری کیگان) هنوز خودش بچه است. او برای بزرگ کردن بیلی و همچنین برادرش هانتر (جیسون بودا) کاملاً توانا و واجد شرایط نیست، اما این مانع از این نمیشود که مدام از آنها بپرسد. آخرین درخواست او این است که بیلی در مراسم عروسی جدیدش شرکت کند. او ممکن است مظلوم به نظر برسد، اما وقتی به خواسته اش نمی رسد، ذات سوءاستفاده گر خود را نشان می دهد. وجود باگ باعث شده است که شرایط به حالت تعلیق درآید.
بنابراین، وقتی بیلی برای اولین بار با بیرد را ملاقات می کند، متوجه می شود که او بیشتر شبیه یک پدر واقعی است. براد کسی است که به او گوش می دهد و او را جدی می گیرد. با اینکه اولین ملاقاتشان عجیب است اما مهربانی خاصی در برد وجود دارد که دقیقا برعکس دردی است که تمام دنیا به دختر منتقل می کند.
نقد فیلم پرنده
تلگراف - تیم روبی
بیلی در خانهای متروکه در گریوزند (شهری در جنوب شرقی انگلستان)، با پدرش، باگز که به زودی ازدواج میکند، زندگی میکند. این تبهکار مشغول استخراج یک ماده مخدر قوی از حیوان خانگی جدید خود است و معتقد است که این کار او را ثروتمند می کند. هر آهنگ خوب یا بدی که به ذهنش می رسد را می نوازد تا بتواند [حیوان را تحریک کند] مطالبی را که می خواهد از بدن حیوان نگون بخت بیرون بکشد. این چیزها هرگز رویای بیلی نبود، اما او اجازه اظهار نظر نداشت. زندگی او با فقر مطلق پیوند خورده است، زباله ها در همه نماها و گرافیتی ها روی همه دیوارها نمایان است.
تنها بارقه امیدی که بیلی پیدا می کند دوستی بعید او با غریبه ای به نام بارد (فرانتس روگوفسکی) است، مردی عجیب و غریب با لهجه آلمانی که در همان محله به دنیا آمده و سال ها بعد برای یافتن والدینش برمی گردد. فرانتس روگوفسکی، ستاره کنونی سینمای هنری اروپا، در فضای کارگری فیلم یک فرد بیگانه - و غیرقانونی - است که با رفتار غیرمعمولش ممکن است توسط برادر جنایتکار بیلی چاقو بخورد، اما خوشبختانه هیچکس متوجه رفتار او نمی شود.
گاردین - پیتر بردشاو
فیلم معیوب اما جاه طلب آندره آ آرنولد یک ماجراجویی غرق در رئالیسم اجتماعی (جنبش هنری که بر زندگی طبقه کارگر تمرکز دارد)، با بازی های بزرگ و جسورانه، صحنه های خشونت آمیز و تراژدی در تضاد با کمدی است. این فیلم به مقوله هویت و تعلق می پردازد، احساس غم از اینکه هیچکس برای شما ارزشی قائل نیست، نادیده گرفته شدن، گذار از کودکی به بزرگسالی، تبدیل شدن از دختر به زن، تبعیض جنسیتی و ستم. و انرژی و طنز احساسی فیلم خوشبختانه ابعاد کلیشه ای آن را خنثی کرده است.
بری کیوگان نقش باگز، مرد جوان بریتانیایی خودسری را بازی می کند که در شرف ازدواج است و از این بابت بسیار خوشحال است. او نوعی قورباغه را از ایالت کلرادو وارد کرد که می توان از آن یک داروی توهم زا قوی استخراج کرد. تنها مشکل این است که موسیقی مناسبی برای قورباغه پخش شود تا بتواند ماده مورد نظر را ترشح کند. اما باگ تنها نیست و دختر 12 ساله اش، بیلی، فرزندی از رابطه قبلی، با او زندگی می کند و دختر از آمدن نامادری جدید گیج و ناراحت می شود. از طرفی مادر واقعی او در حال حاضر با مردی زن ستیز و خشن در ارتباط است.
[در خیابان های پایین شهر] بیلی گرایش نگران کننده ای را در نوجوانان به ارتکاب جرم می بیند. همه چیز در زندگی او را دلسرد می کند، به جز علاقه اش به پرندگان. و سپس اتفاق عجیبی رخ می دهد: مردی عجیب و آسیب دیده به نام بارد (با بازی فرانتس روگوفسکی با لهجه ای غیرقابل توضیح آلمانی) ناگهان ظاهر می شود و از بیلی کمک می خواهد. برد آدم عجیبی است: یک روح آزاد، یک شاعر، یک بیگانه. در اینجا، بینندگان با ساختارهای آشنای جنبش رئالیسم اجتماعی روبرو میشوند: بیلی بدون فکر از افرادی فیلم میگیرد که مشکوک و متفاوت به نظر میرسند. اسبهایی هم داریم (که اغلب به دلیل اصالتشان به چنین فیلمهایی راه پیدا میکنند) و البته پرندهای که نماد روح آزاده و آسیبپذیر است.
"پرنده" درباره دختری 12 ساله به نام بیلی است که با پدرش باگ زندگی می کند. پدر جوانی که فرزند درونش بیش از حد فعال است و با هر قدمی که برمی دارد هرج و مرج ایجاد می کند و اکنون در آستانه یک ازدواج جدید است. بیلی که روزهای تاریکی را در شهر می گذراند و در این خانواده آشفته، روزی با مردی به نام بیرد آشنا می شود که ناگهان مسیر زندگی اش تغییر می کند.نقدهای پرنده نوید یک درام خوش ساخت دیگر از آندریا آرنولد را می دهد
درام بریتانیایی "پرنده" آرنولد تاکنون نقدهای خوبی دریافت کرده است و نسبت به برخی دیگر از فیلم های بخش اصلی جشنواره کن 2024 بیشتر مورد استقبال منتقدان قرار گرفته است.
این فیلم در حال حاضر با 19 نقد، میانگین امتیاز 74% را در Rotten Tomatoes دارد. امتیاز محبوب این فیلم در وب سایت imdb در حال حاضر 7.1 است. در ادامه بخش هایی از نقدهای منتقدان مشهور درباره فیلم پرنده را می خوانید.
نقدها و نمرات فیلم "پرده دوم"; یک کمدی آشفته اما سرگرم کننده (کن 2024)
دراپ - چیس هاچینسون
در «پرنده»، درام جدید درخشان آندریا آرنولد، ما وارد زندگی بیلی 12 ساله می شویم، یکی از معدود مواقعی که او واقعاً آزاد به نظر می رسد. اما آرامش دختر چندان پایدار نیست و بیلی بقیه فیلم را در تلاش برای یافتن آرامش در میان هرج و مرج می گذراند تا اینکه با غریبه ای به نام برد (فرانتس روگووسکی) آشنا می شود که درهای جدیدی را به روی بیلی باز می کند. چیزی که فیلم در ماجراهای بیلی می یابد، هرج و مرج و مالیخولیا است و کم کم به رئالیسم جادویی نزدیک می شود. این [تغییرات] ممکن است کسانی را که انتظار دارند فیلم واقع گرایانه باقی بماند شگفت زده کند، اما داستان جذاب تر می شود.
«پرنده» برای کسانی که آثار قبلی آندره آ آرنولد را دیده اند آشنا خواهد بود. این فیلم همچنین مکمل خوبی برای آخرین فیلم بلند او به نام «عزیز آمریکایی» است که در سال 2016 جایزه هیئت داوران جشنواره کن را از آن خود کرد و اولین فیلم آرنولد در خارج از بریتانیا بود. «پرنده» او را به خانه (انگلستان) برمی گرداند، اما همچنین نشان می دهد که او در حال گام برداشتن در مسیر جدید جسورانه ای است.
ما ابتدا مشکلاتی را که بیلی در تعامل با پدرش با آن دست و پنجه نرم می کند، می بینیم. چون احساس می کنید باگز (با بازی بری کیگان) هنوز خودش بچه است. او برای بزرگ کردن بیلی و همچنین برادرش هانتر (جیسون بودا) کاملاً توانا و واجد شرایط نیست، اما این مانع از این نمیشود که مدام از آنها بپرسد. آخرین درخواست او این است که بیلی در مراسم عروسی جدیدش شرکت کند. او ممکن است مظلوم به نظر برسد، اما وقتی به خواسته اش نمی رسد، ذات سوءاستفاده گر خود را نشان می دهد. وجود باگ باعث شده است که شرایط به حالت تعلیق درآید.
بنابراین، وقتی بیلی برای اولین بار با بیرد را ملاقات می کند، متوجه می شود که او بیشتر شبیه یک پدر واقعی است. براد کسی است که به او گوش می دهد و او را جدی می گیرد. با اینکه اولین ملاقاتشان عجیب است اما مهربانی خاصی در برد وجود دارد که دقیقا برعکس دردی است که تمام دنیا به دختر منتقل می کند.
نقد فیلم پرنده
تلگراف - تیم روبی
بیلی در خانهای متروکه در گریوزند (شهری در جنوب شرقی انگلستان)، با پدرش، باگز که به زودی ازدواج میکند، زندگی میکند. این تبهکار مشغول استخراج یک ماده مخدر قوی از حیوان خانگی جدید خود است و معتقد است که این کار او را ثروتمند می کند. هر آهنگ خوب یا بدی که به ذهنش می رسد را می نوازد تا بتواند [حیوان را تحریک کند] مطالبی را که می خواهد از بدن حیوان نگون بخت بیرون بکشد. این چیزها هرگز رویای بیلی نبود، اما او اجازه اظهار نظر نداشت. زندگی او با فقر مطلق پیوند خورده است، زباله ها در همه نماها و گرافیتی ها روی همه دیوارها نمایان است.
تنها بارقه امیدی که بیلی پیدا می کند دوستی بعید او با غریبه ای به نام بارد (فرانتس روگوفسکی) است، مردی عجیب و غریب با لهجه آلمانی که در همان محله به دنیا آمده و سال ها بعد برای یافتن والدینش برمی گردد. فرانتس روگوفسکی، ستاره کنونی سینمای هنری اروپا، در فضای کارگری فیلم یک فرد بیگانه - و غیرقانونی - است که با رفتار غیرمعمولش ممکن است توسط برادر جنایتکار بیلی چاقو بخورد، اما خوشبختانه هیچکس متوجه رفتار او نمی شود.
گاردین - پیتر بردشاو
فیلم معیوب اما جاه طلب آندره آ آرنولد یک ماجراجویی غرق در رئالیسم اجتماعی (جنبش هنری که بر زندگی طبقه کارگر تمرکز دارد)، با بازی های بزرگ و جسورانه، صحنه های خشونت آمیز و تراژدی در تضاد با کمدی است. این فیلم به مقوله هویت و تعلق می پردازد، احساس غم از اینکه هیچکس برای شما ارزشی قائل نیست، نادیده گرفته شدن، گذار از کودکی به بزرگسالی، تبدیل شدن از دختر به زن، تبعیض جنسیتی و ستم. و انرژی و طنز احساسی فیلم خوشبختانه ابعاد کلیشه ای آن را خنثی کرده است.
بری کیوگان نقش باگز، مرد جوان بریتانیایی خودسری را بازی می کند که در شرف ازدواج است و از این بابت بسیار خوشحال است. او نوعی قورباغه را از ایالت کلرادو وارد کرد که می توان از آن یک داروی توهم زا قوی استخراج کرد. تنها مشکل این است که موسیقی مناسبی برای قورباغه پخش شود تا بتواند ماده مورد نظر را ترشح کند. اما باگ تنها نیست و دختر 12 ساله اش، بیلی، فرزندی از رابطه قبلی، با او زندگی می کند و دختر از آمدن نامادری جدید گیج و ناراحت می شود. از طرفی مادر واقعی او در حال حاضر با مردی زن ستیز و خشن در ارتباط است.
[در خیابان های پایین شهر] بیلی گرایش نگران کننده ای را در نوجوانان به ارتکاب جرم می بیند. همه چیز در زندگی او را دلسرد می کند، به جز علاقه اش به پرندگان. و سپس اتفاق عجیبی رخ می دهد: مردی عجیب و آسیب دیده به نام بارد (با بازی فرانتس روگوفسکی با لهجه ای غیرقابل توضیح آلمانی) ناگهان ظاهر می شود و از بیلی کمک می خواهد. برد آدم عجیبی است: یک روح آزاد، یک شاعر، یک بیگانه. در اینجا، بینندگان با ساختارهای آشنای جنبش رئالیسم اجتماعی روبرو میشوند: بیلی بدون فکر از افرادی فیلم میگیرد که مشکوک و متفاوت به نظر میرسند. اسبهایی هم داریم (که اغلب به دلیل اصالتشان به چنین فیلمهایی راه پیدا میکنند) و البته پرندهای که نماد روح آزاده و آسیبپذیر است.
چرا کارتونهای دهه ۱۹۹۰ به شدت محبوب شدند؟