نقد فیلم «روز مبادا» هدیه تهرانی؛ «کلوزاپ» زنانه به سبک «مشق شب»

فیلم باز معرفی در زمینه فیلم های خارجی ایرانی

نقد فیلم «روز مبادا» هدیه تهرانی؛ «کلوزاپ» زنانه به سبک «مشق شب»

۳۶ بازديد
آقای کیارستمی تا زمانی که زنده بود همیشه شاگردانش را تربیت می کرد. او به غیر از شاگردان کارگاه های خود در مؤسسه فرهنگی هنری کارنامه در تهران یا سایر نقاط ایران و جهان، همواره حامی فیلمسازان جوان بود. «روز مبادا» محصول کارگاه های فیلمسازی عباس کیارستمی و یکی از شاگردان او به نام فائزه عزیزخانی است. تهیه کننده کار هم نگار اسکندرفر مدیر موسسه کارنامه است. این فیلم در سال 1372 ساخته شد و برنده جایزه بهترین فیلم در بخش هنر و تجربه سی و سومین جشنواره فیلم فجر شد و در سال 94 در بخش هنر و تجربه اکران شد. اکنون ده سال از ساخت این فیلم می گذرد، بسترهای پخش آنلاین شبکه نمایش خانگی وارد عرصه شده و «روز مبادا» مجدداً به صورت آنلاین عرضه شده است. نقد و بررسی فیلم روز بدا را در این مطلب بخوانید.

نکته جالب و عجیب فیلم نام عباس کیارستمی روی پوستر فیلم بدون ذکر طرف است. بالای عنوان فیلم یک عباس کیارستمی و زیر عنوان نام کارگردان نوشته شده است. بدیهی است که عکس هدا تهرانی باید روی پوستر باشد، چون به هر حال او در فیلم حضور دارد، البته مختصر. اما آقای کیارستمی مشاور کارگردان بود و بنا به دلایلی صاحبان اثر یا مسئولان صدا و سیما صلاح دیدند که عنوان او را روی پوستر نگذارند. قبلاً چنین اقدامات عجیب و غریبی در شبکه نمایش خانگی وجود داشته است که ترفندهای بازاریابی هستند، اما معمولاً با سلیقه بد اجرا می شوند. بدیهی است که نام های معروف مخاطبان بیشتری را جذب می کنند - خود فیلم نیز تا حدودی سعی دارد همین را بگوید. یا حداقل این یکی از کلمات اوست - اما شما می توانید کمی باهوش تر، ظریف تر و خلاق تر باشید.«روز مبادا» مشخصا متاثر از سینمای عباس کیارستمی و به خصوص بازی او در فیلمی مانند «کلوزآپ» است. کمی رنگ اصغر فرهادی را به خود می گیرد، در جنبه زنانه اش به سینمای رخشان بنی اعتماد نزدیک است و در لحظاتی یادآور سینمای تجربی علیرضا داودنژاد است. اما بیش از همه تاثیر سینما و نگاه عباس کیارستمی را می توان در فیلم حس کرد. «روز بادا» یک شبه مستند تخیلی است. این دختر که فائزه عزیزخانی است می خواهد از خانه اش درباره مادر و خانواده اش فیلم بسازد. او یک دوربین در دست دارد و مادرش را تعقیب می کند. مادرش فقط خواب دید که به زودی خواهد مرد. او زن رنجوری است، در شانزده سالگی به خانه شوهرش آمد (شوهری خسیس و بی خیال) و معلوم است که از زندگی ناامید و دلخور است. او در طول فیلم گریه می کند و در حالی که اعضای خانواده اش را مانند تمام مادران سنتی دنیا دوست دارد، حتی شوهرش نافرمانی و از زندگی او ناراضی است. زیرا او آن را تنها برای بزرگ کردن فرزند و مراقبت از شوهرش که حتی حاضر نیست پول خود را به او بدهد و خودش را فراموش کرده است، رها کرده است.

نقد فیلم گیجگاه; بازی نوستالژی بی پایان
خب، اینها احتمالاً بخش بزرگی از زنان خانه دار نظام سنتی خانواده هستند. حداقل برای کسانی که به دلیل اعتقاد دارند، این زندگی عادی از خودگذشتگی برایشان کافی نیست. کسانی که فراتر از استانداردها فکر کرده اند. این ایده معمولاً در ذهن زنان به ویژه در برابر مرد کلیشه ای نظام مردسالاری یعنی مرد «بی رحم و بی توجه» شکل می گیرد. بنابراین فیلم برای زنان است. او مدافع صریح حقوق زنان در نظامی است که زنان را به خانه محدود می کند و جز این محدودیت، حقوقی را برای آنها قائل نیست و زندگی آنها را به یک نیستی بزرگ تبدیل می کند. برای همین مادر فائزه گریه می کند. و به همین دلیل فائزه دوربینش را جلوی مادرش گذاشت. البته بازیگر نقش مادر شیرین، آقارضا کاشی، واقعاً یک بازیگر است. مادر فیضه آذرخانی نیست. پدرش نقش خودش را در فیلم دخترش بازی کرد. خانم آقارضا کاشی را قبلا در فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی دیدیم. در آنجا نیز در نقش یک مادر سنتی رنجور در ظاهری بسیار کوتاه به خوبی ظاهر شد. او در اینجا هم نقش مادر فائزه عزیزخانی را بازی کرد که با توجه به شبه مستند بودن فیلم، نقش سختی است. ظاهراً آنها در گریه کردن جلوی دوربین تخصص دارند. او در حضور کوتاه خود در «فروشنده» نیز گریه خوبی از خود نشان داد.

هشدار: خطر لو رفتن ماجرا در نقد «روز بدا» وجود دارد.

مادر در «روز بدا» پس از رؤیای مرگ خود، مانند «مادر» علی حاتمی، سفری به سوی مرگ را آغاز می کند تا خود را برای سفر آخرت و فرزندانش را برای رفتن خود آماده کند. می خواهد زکات نمازهای نخوانده و روزه نگرفته را بدهد. پسری که در آستانه ازدواج است باید ترتیب ازدواجش را بدهد. حقش را از همسرش بگیرد و از همه مهمتر کمک کند تا فیلم دخترش ساخته و دیده شود. فیلم در آماده سازی بچه ها به خصوص دخترش که حالا جلوی دوربین می نشیند، همان روند فیلم «مادر» را طی می کند. دوربین فائزه عزیزخانی در مواقعی که مادر در حال انجام عادات مذهبی خود است سعی کرده قضاوتی نداشته باشد اما نگاهی کنایه آمیز به آن داشته باشد. به خصوص در جایی که موقعیت طنز خوب و لحظات بحرانی ایجاد می کند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بلاگ 9 ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.