جمعه ۰۲ شهریور ۰۳ | ۱۲:۵۶ ۴۷ بازديد
در سال های اخیر، هالیوود علاقه زیادی به تولید «دنباله های میراثی» به ویژه پس از موفقیت «تاپ گان: ماوریک» (2022) پیدا کرده است. این نوع دنبالهها در واقع همان مسیر و خط داستانی فیلم اصلی را ادامه میدهند، اما داستان آنها چندین دهه بعد اتفاق میافتد، در دورهای که شخصیتهای اصلی اغلب قدیمی هستند، مانند «بلید رانر 2049». 2017)، «کرید» (2015)، «شکارچیان ارواح: زندگی پس از مرگ» (2021) و «جیغ» (2022). این رویکرد معمولاً جواب می دهد، زیرا نوستالژی یک عامل محرک قدرتمند در کشاندن طرفداران به تئاتر است و به بازیگران قدیمی فرصت دیگری داده می شود تا به نقش های محبوب خود بازگردند. فیلم «گلادیاتور 2» یکی از این دنباله هاست که حدود 24 سال بعد از قسمت اول می آید اما شاید اگر ساخته نمی شد بهتر بود.
هشدار: در این مقاله خطر لو رفتن داستان فیلم "گلادیاتور 1" وجود دارد.
"گلادیاتور" (2000) یک فیلم کلاسیک محبوب است که هیچ کس انتظار نداشت دنباله ای از آن داشته باشد. با این حال، ریدلی اسکات این فیلم را ساخت و چندی پیش تریلری منتشر شد که تقریباً کل داستان را فاش کرد و با اعتراض طرفداران روبرو شد (اگر تریلر را ندیده اید، توصیه می کنیم از آن اجتناب کنید). . در حالی که دنباله های مبتنی بر میراث می توانند جذاب باشند، گلادیاتور به گونه ای پایان یافت که دیگر نیازی به دنباله نبود. در این مقاله به چند دلیل می پردازیم که چرا این دنباله نباید ساخته می شد و چرا ریدلی اسکات باید این پروژه را رها می کرد.شخصیت اصلی فیلم مرده است
شاید بزرگترین چالش گلادیاتور 2 به عنوان دنباله این باشد که ماکسیموس (با بازی درخشان راسل کرو) در پایان قسمت اول می میرد. در حالی که آن فیلم با آزاد شدن سایر گلادیاتورها به پایان می رسد - و به شکلی دراماتیک و پیروزمندانه - ماکسیموس قبل از مبارزه نهایی به طور مرگبار زخمی می شود و هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارد. ما می دانیم که راسل کرو در قسمت دوم حضور نخواهد داشت و او حتی از این موضوع کمی ناراحت است. "این واقعیت که آنها دنبالهای میسازند به نوعی مرا آزار میدهد؟ چون، خوب، من مردهام و هیچ نقش یا تأثیری [در این پروژه] ندارم. چند بار در مورد [ایدهها و رویکردها] شنیدم. ] از فیلم و گفت، نه، نه، این [چیزها] با آن شخصیت خاص جور در نمی آید، اما نمی توانم چیزی بگویم ] در زیر زمین دفن شده ام، پس خواهیم دید که این فیلم چگونه خواهد بود.
بدون ماکسیموس، "گلادیاتور 2" جذابیت خود را از دست می دهد، زیرا طرفداران اغلب به این فیلم ها روی می آورند تا فیلم های مورد علاقه قدیمی را در یک ماجراجویی جدید ببینند. وقتی مهم ترین عنصر فیلم اول یعنی شخصیت راسل کرو در قسمت دوم نیست، پس چه چیزی باقی می ماند؟ و به نظر نمی رسد که ما حتی در یک فلاش بک با او ملاقات کنیم، اما حتی اگر ملاقات کند، خیلی هیجان انگیز نخواهد بود. ماکسیموس شخصیتی بود که داستان اصلی را پیش برد. غیبت او به خودی خود باعث نارضایتی هواداران خواهد شد. ریدلی اسکات احتمالاً از این مشکل آگاه است و ممکن است فقط یک یا دو بار در ادامه به این شخصیت اشاره کند.
داستان «گلادیاتور 2» حدود 25 سال پس از داستان فیلم اول روایت می شود
ما دنبالههایی داشتیم که شخصیتهای مرده را بازگرداندند، مانند جنگ ستارگان: آخرین جدای (2017) که در آن شخصیتها بهعنوان ارواح ظاهر میشدند، اما برای آن فیلم منطقی بود زیرا در یک محیط فانتزی جریان داشت. به دلیل موقعیت و ساختار داستان، شخصیت های جنگ ستارگان حتی اگر بدن فیزیکی نداشته باشند، باز هم می توانند کارهایی را در داستان انجام دهند. «گلادیاتور» اما داستانی تاریخی است، باید واقع بینانه پیش برود و نمی تواند مانند آثار علمی-تخیلی عمل کند.
فیلم «گلادیاتور ۲» از منظر تاریخی ادامه واقعیت نیست
وقایع فیلم اصلی «گلادیاتور» بر اساس حقایق تاریخی بود، اگرچه این کار را صادقانه انجام نداد، اما ابهامات زیادی در داستان آن وجود داشت و شخصیت ماکسیموس تخیلی است. با این حال، ریدلی اسکات سعی کرد روم باستان را به درستی به تصویر بکشد. این منجر به ایجاد یک جدول زمانی تاریخی متمایز شد که در آن شخصیتهای تاریخی واقعی مانند مارکوس اورلیوس و پسرش کومودوس حضور داشتند. این برای دنبالهای که میخواهد وقایع قسمت قبلی را ادامه دهد مشکلساز است، زیرا فیلم اصلی نزدیک به پایان تاریخ روم باستان، قبل از سقوط امپراتوری روم در سال 476 پس از میلاد اتفاق میافتد. هیچ رویداد مهم جهانی قبل از سقوط رم وجود ندارد که سازندگان بتوانند به فیلم تزریق کنند، بنابراین بدیهی است که قسمت دوم یا باید داستانی تخیلی را روایت کند یا به تاریخ پایبند نباشد و زمان رویدادها را تغییر دهد - یا بهتر است بگوییم. تحریف کردن تاریخ - برای هیجان انگیز کردن داستان.
هشدار: در این مقاله خطر لو رفتن داستان فیلم "گلادیاتور 1" وجود دارد.
"گلادیاتور" (2000) یک فیلم کلاسیک محبوب است که هیچ کس انتظار نداشت دنباله ای از آن داشته باشد. با این حال، ریدلی اسکات این فیلم را ساخت و چندی پیش تریلری منتشر شد که تقریباً کل داستان را فاش کرد و با اعتراض طرفداران روبرو شد (اگر تریلر را ندیده اید، توصیه می کنیم از آن اجتناب کنید). . در حالی که دنباله های مبتنی بر میراث می توانند جذاب باشند، گلادیاتور به گونه ای پایان یافت که دیگر نیازی به دنباله نبود. در این مقاله به چند دلیل می پردازیم که چرا این دنباله نباید ساخته می شد و چرا ریدلی اسکات باید این پروژه را رها می کرد.شخصیت اصلی فیلم مرده است
شاید بزرگترین چالش گلادیاتور 2 به عنوان دنباله این باشد که ماکسیموس (با بازی درخشان راسل کرو) در پایان قسمت اول می میرد. در حالی که آن فیلم با آزاد شدن سایر گلادیاتورها به پایان می رسد - و به شکلی دراماتیک و پیروزمندانه - ماکسیموس قبل از مبارزه نهایی به طور مرگبار زخمی می شود و هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارد. ما می دانیم که راسل کرو در قسمت دوم حضور نخواهد داشت و او حتی از این موضوع کمی ناراحت است. "این واقعیت که آنها دنبالهای میسازند به نوعی مرا آزار میدهد؟ چون، خوب، من مردهام و هیچ نقش یا تأثیری [در این پروژه] ندارم. چند بار در مورد [ایدهها و رویکردها] شنیدم. ] از فیلم و گفت، نه، نه، این [چیزها] با آن شخصیت خاص جور در نمی آید، اما نمی توانم چیزی بگویم ] در زیر زمین دفن شده ام، پس خواهیم دید که این فیلم چگونه خواهد بود.
بدون ماکسیموس، "گلادیاتور 2" جذابیت خود را از دست می دهد، زیرا طرفداران اغلب به این فیلم ها روی می آورند تا فیلم های مورد علاقه قدیمی را در یک ماجراجویی جدید ببینند. وقتی مهم ترین عنصر فیلم اول یعنی شخصیت راسل کرو در قسمت دوم نیست، پس چه چیزی باقی می ماند؟ و به نظر نمی رسد که ما حتی در یک فلاش بک با او ملاقات کنیم، اما حتی اگر ملاقات کند، خیلی هیجان انگیز نخواهد بود. ماکسیموس شخصیتی بود که داستان اصلی را پیش برد. غیبت او به خودی خود باعث نارضایتی هواداران خواهد شد. ریدلی اسکات احتمالاً از این مشکل آگاه است و ممکن است فقط یک یا دو بار در ادامه به این شخصیت اشاره کند.
داستان «گلادیاتور 2» حدود 25 سال پس از داستان فیلم اول روایت می شود
ما دنبالههایی داشتیم که شخصیتهای مرده را بازگرداندند، مانند جنگ ستارگان: آخرین جدای (2017) که در آن شخصیتها بهعنوان ارواح ظاهر میشدند، اما برای آن فیلم منطقی بود زیرا در یک محیط فانتزی جریان داشت. به دلیل موقعیت و ساختار داستان، شخصیت های جنگ ستارگان حتی اگر بدن فیزیکی نداشته باشند، باز هم می توانند کارهایی را در داستان انجام دهند. «گلادیاتور» اما داستانی تاریخی است، باید واقع بینانه پیش برود و نمی تواند مانند آثار علمی-تخیلی عمل کند.
فیلم «گلادیاتور ۲» از منظر تاریخی ادامه واقعیت نیست
وقایع فیلم اصلی «گلادیاتور» بر اساس حقایق تاریخی بود، اگرچه این کار را صادقانه انجام نداد، اما ابهامات زیادی در داستان آن وجود داشت و شخصیت ماکسیموس تخیلی است. با این حال، ریدلی اسکات سعی کرد روم باستان را به درستی به تصویر بکشد. این منجر به ایجاد یک جدول زمانی تاریخی متمایز شد که در آن شخصیتهای تاریخی واقعی مانند مارکوس اورلیوس و پسرش کومودوس حضور داشتند. این برای دنبالهای که میخواهد وقایع قسمت قبلی را ادامه دهد مشکلساز است، زیرا فیلم اصلی نزدیک به پایان تاریخ روم باستان، قبل از سقوط امپراتوری روم در سال 476 پس از میلاد اتفاق میافتد. هیچ رویداد مهم جهانی قبل از سقوط رم وجود ندارد که سازندگان بتوانند به فیلم تزریق کنند، بنابراین بدیهی است که قسمت دوم یا باید داستانی تخیلی را روایت کند یا به تاریخ پایبند نباشد و زمان رویدادها را تغییر دهد - یا بهتر است بگوییم. تحریف کردن تاریخ - برای هیجان انگیز کردن داستان.
چرا کارتونهای دهه ۱۹۹۰ به شدت محبوب شدند؟